دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی

با دریافت مشاوره تخصصی، بهترین تصمیم را برای پرونده خود بگیرید. دکتر امید مقدسی فر وکیل پایه یک دادگستری، کنار شما خواهد بود تا به حقوق خود آگاه باشید.همین حالا زمان مشاوره خود را تعیین کنید.

الزام به رفع تصرف عدوانی

تصرف عدوانی به معنای این است که شخصی بدون داشتن حق مالکیت یا تصرف، بصورت غیرمجاز و غیرقانونی اقدام به تصرف ملک فرد دیگری بنماید ( مستنبط از ماده 158 قانون آئین دادرسی مدنی ). دعوای تصرف عدوانی هم از منظر حقوقی قابل پیگیری است هم از منظر کیفری و مدعی حق، این اختیار را دارد که از یکی از این دو طریق، اقدام نماید. در دعوای تصرف عد‌وانی حقوقی، خواهان دعوا ممکن است مالک ملک باشد یا نباشد؛ این امر بدین معنا است که خواهان، مدعی مالکیت بر ملک‌ نیست اما مدعی این است که سابقاً تصرفاتی در ملک داشته است و خوانده بصورت غیرقانونی و بدون مجوز، ملک را تصرف نموده است. اما در دعوای تصرف عدوانی کیفری مالکیت شاکی رکن اصلی و اساسی طرح دعوا می‌باشد. در ‌مقاله حاضر که توسط گروه دکتر امید مقدسی فر تحریر یافته است، سعی می‌گردد به تفصیل در خصوص نحوه طرح دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی پرداخته شود.

 

شرایط طرح دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی

جهت طرح دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی لازم است که اولاً مال موضوع دعوا غیرمنقول باشد. ثانیاً خواهان دعوا سابقاً ملک را در تصرف داشته باشد. ثالثاً خوانده بدون مجوز قانونی ملک را تصرف نموده باشد. در دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی حقوقی، خواهان دعوا، متصرف سابق است و خوانده دعوا، متصرف فعلی می‌باشد. دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی یک دعوای غیرمالی می‌باشد که هزینه دادرسی آن مطابق با این مورد پرداخت می گردد. دادگاه صالح جهت رسیدگی به دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی، وفق بند 2 ماده 12 قانون شوراهای حل اختلاف مصوب 22/06/1402، دادگاه صلح محل وقوع ملک است.

 

وکیل-ابطال-مزایده

نکات مهم در طرح دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی

1- ارکان دعوای تصرف عدوانی عبارت است از: الف- سبق تصرف خواهان، ب- لحوق تصرف خوانده (منظور از لحوق تصرف خوانده آن است که باید مشخص گردد که خوانده بدون رضایت خواهان، ملک را از تصرف وی خارج نموده است. لذا خوانده دعوای تصرف عدوانی ممکن است مالک باشد یا نباشد.)، ج- عدوانی بودن تصرف خوانده (مراد از عدوانی بودن تصرف خوانده آن است که تصرف خوانده بدون رضایت خواهان است و متصرف حاضر نسبت به موضوع، بی‌حق است. نکته مهم آن است که طبق  ماده 161 قانون آئین دادرسی مدنی، خواهان باید ثابت کند که ملکی که سابقاً در تصرف او بوده است، بدون رضایت وی یا به وسیله غیرقانونی از تصرف او خارج شده است.).

2- دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی فقط در خصوص اموال غیرمنقول مطرح می‌گردد. مساله مهم دیگر در طرح چنین دعوایی، احراز تصرفات سابق خواهان دعوا است حتی اگر وی مالکیتی بر ملک نداشته باشد. در قانون سابق آیین دادرسی مدنی، خواهان دعوا حداقل می‌بایست یک سال سابقه تصرف در ملک را می‌داشت تا می‌توانست دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی را مطرح می‌نمود اما در قانون جدید آیین دادرسی مدنی، مقنن در خصوص مدت زمان تصرفات سابق خواهان دعوا صحبتی ننموده است بنابراین احراز این مدت، در رویه قضایی متفاوت بوده و در اختیار محاکم قرار داده شده است که علی‌الاصول به مدت یک سالی که مقنن در قانون سابق، اشاره نموده بود، توجه می‌شود (مقدار تصرف کافی را عرف تعیین می‌نماید). نکته مهم دیگر آنکه اگر متصرف سابق، پیش از طرح دعوا فوت نماید، وراث وی بعنوان قائم‌مقام او حق طرح دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی را خواهند داشت.

3- دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی این مزیت را دارد که به محض صدور رای دال بر مُحِق بودن خواهان، قابلیت اجرایی دارد و حتی تجدیدنظر خواهی خوانده، مانع اجرای حکم نمی‌شود (مستند به ماده 171 قانون آئین دادرسی مدنی). بنابراین به محض صدور رای بدوی مبنی بر رفع تصرف عدوانی، اجرائیه صادر و رای اجرا می‌گردد.

4- خوانده دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی، فردی است که متصرف فعلی ملک است حتی مالک ملک. خواهان دعوا می‌تواند این مساله را با شهادت شهود، تقاضای انجام معاینه و تحقیقات محلی و یا ارجاع امر به کارشناس ثابت نماید. مورد دیگر آنکه خوانده دعوا می‌بایست از ابتدا بصورت غیرقانونی و‌ عدوانی ملک را تصرف نموده باشد بنابراین اگر تصرفات ابتدایی خوانده با رضایت مالک بوده باشد و بعد از مدتی، مالک از اذن خود رجوع نموده باشد، این مورد مصداق تصرف عدوانی نخواهد بود. ناگفته نماند که مقنن در ماده 171 قانون آئین دادرسی مدنی استثنائاتی را بیان نموده است که اگر رضایت اولیه خواهان بوده باشد اما در ادامه از بین رفته باشد، مورد از مصادیق تصرف عدوانی خواهد بود.

5- مالکیت هر یک از طرفین دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی، وفق ماده 162 قانون آئین دادرسی مدنی، اماره‌ای بر سابقه تصرف آنان می‌باشد مگر آنکه خلاف آن ثابت شود. آقای دکتر شمس در این خصوص بیان داشته‌اند که مالکانه و مشروع بودن تصرفات سابق خواهان دعوا لازم نیست که احراز گردد لذا اگر ید سابق غاصبانه نیز بوده باشد، دادگاه باید با احراز شرایط حکم به رفع تصرف به نفع دارنده ید سابق صادر نماید (سبق تصرف چه مشروع باشد چه نامشروع کافی است.). مضاف بر آنکه ادعای خلاف این امر از سوی خوانده نیز قابلیت رسیدگی نخواهد داشت. بنابراین نکته مهم برای خواهان دعوا جهت طرح دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی، داشتن سابقه تصرف است.

6- در صورتی که خواهان دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی، هر یک شرایط فوق‌الذکر جهت طرح دعوا را نداشته باشد، بطور معمول، دادگاه حکم بر بی‌حقی خواهان یا بطلان دعوا صادر می‌نماید اما بعضاً مشاهده می‌شود که برخی از دادگاه‌ها، عدم احراز ارکان دعوا را یک ایراد شکلی دانسته و قرار عدم استماع دعوا صادر می‌نمایند.

 

وکیل-مطالبه-وجه

7- تفاوت دعوای رفع تصرف عدوانی با دعوای خلع ید در این است که در دعوای تصرف عدوانی صرف سابقه تصرف خواهان کافی است حتی اگر مالک ملک نباشد اما در دعوای خلع ید خواهان حتماً می‌بایست مالکِ ملک باشد.

وفق ماده 163 قانون آئین دادرسی مدنی، خواهان دعوا نمی‌تواند بصورت همزمان، دعاوی خلع ید و رفع تصرف عدوانی را مطرح نماید چراکه با طرح دعوای خلع ید، خواهان بدنبال اثبات مالکیت خویش است و با اقامه دعوای مالکیت، تصرف خوانده را بصورت ضمنی به رسمیت شناخته است. تفاوت دیگر دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی با دعوای خلع ید در این است که حکم خلع ید پس از قطعیت قابلیت اجرا دارد اما دعوای تصرف عدوانی نیازی به قطعیت ندارد.

8- مساله قابل توجه دیگر آن است که رسیدگی به دعاوی سه‌گانه تصرف (دعاوی الزام به رفع تصرف عدوانی، ممانعت از حق و مزاحمت) بدلیل حساسیت و فوریت موضوع، تابع تشریفات قانون آیین دادرسی مدنی نبوده و بصورت خارج از نوبت خواهد بود. (وفق ماده 177 قانون آیین دادرسی مدنی)

9- طرح دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی در مال مشاع نیز مصداق دارد یعنی زمانی که یکی از شرکا بدون رضایت سایر شرکا، ملک را در تصرف داشته باشد و مانع تصرف دیگران شود، عمل وی در حکم تصرف عدوانی محسوب خواهد شد. (ماده 167 قانون آئین دادرسی مدنی)

10- اگر فردی ملکی را به نمایندگی از صاحب آن در تصرف داشته است مانند کارگر مالک و یا … می‌تواند به قائم‌مقامی مالک اقدام به طرح دعوای رفع تصرف عدوانی بنماید. (ماده 167 قانون آئین دادرسی مدنی)

11- تفاوت دعوای تصرف عدوانی و خلع ید آن است که در دعوای تصرف عدوانی شخصی سابقاً در ملکی متصرف بوده است و شخص دیگری به نحو عدوانی وی را اخراج نموده و ملک را در تصرف خود گرفته است، لذا در دعوای تصرف عدوانی مقنن به دنبال حمایت از متصرف است (خواهان بدون ارائه سند مالکیت، باید سَبق تصرف خود را اثبات نماید.). اما در دعوای خلع ید، شخصی مالک ملکی است و شخص دیگری آن را غصب نموده است. بنابراین در دعوای خلع ید قانونگذار به دنبال حمایت از مالکیت اشخاص است (خواهان حتما به واسطه سند رسمی یا دادنامه قطعی می‌بایست مالک ملک باشد).

12- نکته دیگر در خصوص تفاوت دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی در قانون آیین دادرسی مدنی و شکایت تصرف عدوانی مندرج در قانون مجازات اسلامی است. همانگونه که بیان گردید در دعوای الزام به رفع تصرف عدوانی، خواهان نیازی به اثبات مالکیت خود ندارد اما اثبات سَبق تصرف وی لازم و ضروری است، در حالی که در شکایت تصرف عدوانی، شاکی بی‌آنکه نیاز به اثبات سبق تصرف داشته باشد، می‌بایست مالکیت خود را ثابت نماید. همچنین در قانون آیین دادرسی مدنی، اگر شریکی بدون اذن شرکای دیگر در مال مشترک تصرف کند، غاصب محسوب می‌گردد اما در شکایت تصرف عدوانی، اگر شریکی بدون اذن شرکای دیگر در مال مشترک تصرف نماید، رفتار وی جرم نیست.

 

وکیل-مطالبه-ارز-خارجی


امیدواریم مطالب برای شما مفید بوده باشد. لطفا مطالب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید و با امتیاز دادن به مطالب، ما را در جهت بهبود و تولید هر چه بیشتر مطالب یاری فرمایید. همچنین می توانید نظرات یا سوالات خود را در بخش دیدگاه ها مطرح نمایید در اسرع وقت به سوالات شما پاسخ داده خواهد شد.

جدیدترین مطالب

ارتباط با ما

info@dromidmoghadasifar.ir

سعادت آباد، میدان کاج، خیابان سرو شرقی، نبش خیابان مجد، پلاک ۳، طبقه۳

فهرست مطلب